الف ) حضرت مهدی درکتابهای آسمانی
حتمی بودن خروج مهدی (علیهالسّلام)، اینکه مهدی (علیهالسّلام) خواهد آمد امری است که شیعه و سنّی بر آن اتّفاق دارند و حتّی غیر مسلمانان نیز در کتابهایشان مژده یک نجاتدهنده را در آخرالزّمان به پیروانشان دادهاند.
1- تورات
به عنوان نمونه: در تورات، اشعیای نبی، فصل ۱۱ آمده است:
«... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد... گرگ با برّه سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند... در تمامی کوه مقدّس من ضرر و فسادی نخواهند کرد. زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.»
2- عهد عتیق
در عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور۳۷، چنین آمده است:
«... زیرا که شریران منقطع خواهند شد و امّا منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد. هان! بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تامّل خواهی کرد و نخواهد بود، و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.»
در سوره انبیاء آیه ۱۰۵ میخوانیم: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ انَّ الارضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ.
یعنی: ما در زبور (داود (علیهالسّلام)) نوشتیم که سرانجام، وارث زمین بندگان شایسته من خواهند شد. حال یکبار دیگر متن زبور را که در این نوشتار آوردیم بخوانید و با این آیه مقایسه کنید و ببینید که چگونه خداوند این قسمت از زبور را محفوظ نگه داشت تا آیندگان بدانند که حکومت زمین سرانجام به دست انسانهای شایسته خواهد افتاد و سرنوشت افراد شرور و ظالم جز نابودی نیست.»
۳ - انجیل لوقا
در انجیل لوقا، فصل۱۲ آمده است:
«کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید، و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد بیدرنگ برای او باز کنند. خوشابه حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعدّ باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید پسر انسان میآید».
روشن که معنای عبارت انجیل لوقا همان انتظار فرج است که از نظر شیعه منتظر واقعی ظهور امام زمان (علیهالسّلام) مانند کسی است که منتظر آمدن مهمان عزیزی است که قبلاً خانه را تمیز کرده و غذا را آماده میکند. او نیز خانه دل را از آلایشهای مادّی تمیز کرده و از گناهان میپرهیزد. معروف را دوست دارد و بدان امر میکند و از منکر بیزار است (نه بیتفاوت) و از آن نهی مینماید و چون منتظر نابودی ظلم است بهاندازه توانش با آن میستیزد. یاور حقّ و عدل و دشمن باطل و جور است. این است معنای انتظار فرج که در روایات اهل بیت (علیهالسّلام) آن را افضل عبادات شمردهاند. ترمذی اصل روایت را از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کرده است که: «افضل العبادة انتظار الفرج».
4- قرآن کریم
در قرآن کریم آات زیادی را مفسرین مرتبط با عصر ظهور وبرخی را خاص شان حضرت دانسته اند : مانند : «بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین»و« وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛»یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام معنی آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستی امیر المؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنی خداوند امامت را بآخر میرساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا که مقصود از نور همان امام است. محمد بن فضیل میگوید: عرض کردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنی چه؟ فرمود: یعنی خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستی جانشین خود «امیر المؤمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستی وصی پیغمبر «دین حق» است.
عرض کردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنی خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز میگرداند. چنان که خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنی خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میکند «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنی هر چند دشمنان علی این را نخواهند. عرض کردم: اینکه میفرمائی تنزیل و ظاهر معنی قرآن است! فرمود: آری آنچه که گفتم تنزیل و ظاهر معنی قرآن است.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در غیبت شیخ طوسی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میکند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشتهاند آل پیغمبرند که خداوند مهدی آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.
ب) حضرت مهدی(عج) در منابع کهن اهل سنت
در این کتاب ها در مورد حتمی بودن خروج مهدی (علیهالسّلام) روایاتی زیادی نقل کردهاند که به مواردی پرداخته وشاره می شود .
1- خروج مردی از اهلبیت
۱ - اگر از عمر دنیا بیش از یک روز نمانده باشد خداوند آن روز را طولانی میکند تا آنکه مردی از اهل بیتم مبعوث شود که اسم او اسم من است. او زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شد.
۲ - دنیا به پایان نمیرسد تا آنکه مردی از اهل بیتم بر عرب حکومت کند که اسم او اسم من است.
۳ - اگر از عمر روزگار فقط یک روز مانده باشد خداوند مردی از اهل بیتم را مبعوث میکند که زمین را پر از عدل کند همانگونه که پر از ستم شد.
روایتهای مزبور از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده است و معنای آنها - چنانچه خوانندگان محترم نیز متوجّهند - این است که خروج مردی از اهلبیت پیامبر (علیهالسّلام) حتمی است نه آنکه یک روز از عمر دنیا مانده و او یک روزه دنیا را پر از عدل و داد میکند.
۲ - مهدی از اهلبیت
روایات قسمت اوّل این فصل با صراحت میگوید که مهدی (علیهالسّلام) از اهل بیت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میباشد. حال به روایات دیگری که آن حضرت را از اهل بیت میداند نگاهی میافکنیم: «المهدیّ منّا اهل البیت».
۲ - پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است: «ما اهل بیتی هستیم که خداوند برای ما آخرت را بر دنیا برگزیده است و همانا اهل بیت من بعد از من سختیها دیده و از وطن رانده میشوند. تا آنکه قومی از ناحیه مشرق پیدا میشوند که با آنها پرچمهای سیاه است و طلب خیر (و حقّ) میکنند و به آنها داده نمیشود. آنان میجنگند و آنچه را که خواستند به آنها میدهند و نمیپذیرند تا آنکه آن (حکومت) را به مردی از اهل بیتم (یعنی حضرت مهدی (علیهالسّلام)) میدهند و او آن (یعنی زمین) را پر از قسط و عدل میکند همانگونه که دیگران آن را پر از ظلم و جور کردند. پس هرکه آن زمان را درک کرد به طرف آنها برود ولو چهار دست و پا بر روی برف و یخ».
۳ - مهدی از فرزندان فاطمه
(المهدی من ولد فاطمه). این روایت را که میفرماید: «مهدی از فرزندان فاطمه است» امّسلمه از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کرده است. همین روایت با همین سند به این عبارت نیز آمده است: (المهدیّ من عترتی من ولد فاطمه). یعنی مهدی از عترتم و از فرزندان فاطمه است.
حال با توجّه به آنچه که گذشت و فهمیدیم که صاحبان کتاب های ششگانه صحیح اهل سنت (از جمله ابنماجه) پذیرفتند که اوّلاً مهدی از اهل بیت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بوده و ثانیاً از فرزندان فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) میباشد، به یک روایت از سنن ابن ماجه نظری میافکنیم. او از انس بن مالک و انس از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) چنین روایت میکند:
(هرچه میگذرد امور مردم سختتر شده و دنیا به آنان پشت کرده و مردم بخیلتر میشوند و ساعت (شاید مراد ساعت قیامت باشد نه ساعت ظهور امام زمان (علیهالسّلام)
۴ - زمینهسازان حکومت حضرت مهدی
یخرج ناس من المشرق فیوطّئون للمهدی یعنی سلطانه. رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است: مردمی از مشرق خروج میکنند و زمینه را برای مهدی (علیهالسّلام) (یعنی حکومت او) فراهم میکنند.
یخرج رجل من وراء النّهر یقال له الحارث بن حرّاث، علی مقدّمته رجل یقال له منصور، یوطّی ء او یمکّن لآل محمّد ( (علیهالسّلام) ) کما مکّنت قریش لرسول اللَّه وجب علی کل مؤمن نصره او قال «اجابته»
علی (علیهالسّلام) از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت میکند که فرمود: مردی از آن طرف رود (شاید مراد، دجله یا فرات باشد) خروج میکند که به او «حارث بن حرّاث» گویند. پیشرو لشگرش مردی است به نام «منصور» که زمینه را برای حکومت آل محمّد (علیهالسّلام) فراهم میکند همانگونه که قریش برای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) کردند. بر هر مؤمنی واجب است او را یاری کند (یا آنکه گفته:) «دعوتش را اجابت کند».
۵ - نزول حضرت عیسی و امامت حضرت مهدی
کیف انتم اذا نزل ابنمریم فیکم و امامکم منکم. رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرماید: چگونه خواهید بود آنگاه که پسر مریم در میان شما بیاید و امام شما از شما باشد!
... فینزل عیسی بن مریم فیقول امیرهم: تعال صلّ لنا. فیقول: لا. انّ بعضکم علی بعض امراء تکرمة اللَّه هذه الامّة.
این روایت را ابنماجه نیز اندکی مفصّلتر در ضمن حدیثی طولانی که تقریباً ۴ صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده نقل کرده است.
یعنی: ... سپس عیسی بن مریم (علیهالسّلام) نازل میشود. امیر آنها به او میگوید: بیا و برای ما نماز بخوان (یعنی بهعنوان امام جماعت) او میگوید: خیر، همانا بعض از شما بر بعض دیگر امیر میباشید به خاطر اینکه خداوند این امّت را گرامی داشته است.
این دو حدیث به خوبی نشان میدهد که هنگام نزول عیسی بن مریم (علیهالسّلام) امام او کسی دیگر است که با توجّه به روایات گذشته او جز حضرت مهدی، صاحب الزّمان (صلواتاللَّهعلیه وعجّلاللَّهفرجه) نیست.
۶ - علائم ظهور
از روایات اهل بیت (علیهالسّلام) چنین میفهمیم که دو دسته نشانه برای ظهور امام زمان (علیهالسّلام) به وقوع خواهد پیوست. دسته اوّل نشانههای عامّی که تا این زمان میتوان ادّعا کرد همه آنها به وقوع پیوسته است. دسته دوم معروف است به علائم حتمیّه ظهور و آن پنج علامت است:
۱ - خروج سفیانی.
۲ - صیحه آسمانی.
۳ - کشتهشدن نفس زکیّه.
۴ - خسف بیداء
۵ - خروج یمانی.
ج) حضرت مهدی درمنابع قرن ششم به بعد اهل سنت
1- حاکم نیشابوری
حاکم نیشابوری، الامام الحافظ ابوعبداللَّه محمد بن عبداللَّه، متوفّای ۴۰۵ هجری، در جزء چهارم کتاب معروفش «المستدرک علی الصّحیحین» احادیث متعدّدی درباره حضرت مهدی (علیهالسّلام) دارد که در آنها حضرتش از اهل بیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و از فرزندان فاطمه (سلاماللهعلیها) معرّفی شده و او است که جهان را پر از عدل و داد میکند.
ما در آخر فصل قبل به دو حدیث، درباره خسف بیداء و خروج سفیانی - اشاره کردیم اینک حدیثی دیگر:
(عن ابی سعید خُدری (رض) قال: قال رسول اللَّه: «لاتقوم السّاعة حتّی تملا الارض ظلماً و جوراً و عدواناً ثمّ یخرج من اهل بیتی من یملاها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً»).
یعنی: ساعت (مراد ساعت ظهور است نه ساعت قیامت) بر پا نمیشود تا آنکه زمین پر از ظلم و جور و تعدّی شود، سپس از اهل بیتم کسی خروج میکند که آن را پر از عدل و داد میکند همانگونه که پر از ظلم و جور شد.
سپس مینویسد: این حدیث صحیحی است به همان شرطی که شیخین (بخاری و مسلم) قرار گذاشتند ولی آندو این را ننوشتند.
تذکّر این نکته نیز لازم است که او کتاب مذکور را - همانطور که از اسمش پیدا است - تالیف کرد تا بگوید روایات صحیح دیگری است که در صحیحین نیامده است. او حدیث ابنماجه را نیز که روایت کرده: «لا مهدی الاّ عیسی بن مریم» در کتابش آورده و میگوید: من این حدیث را ننوشتم که به آن احتجاج کنم (یعنی به عنوان حدیثی صحیح آن را نقل کرده باشم) بلکه از راه تعجّب (که چطور ابنماجه آن را در سنن خویش آورده) آن را نوشتم.
۲ – ابن طلحه شافعی
ابوسالم کمالالدّین محمّد بن طلحة بن محمّد بن حسن شافعی، متوفّای ۶۵۲ هجری، در کتاب «مطالب السّؤول فی مناقب آل الرّسول» چنانچه از نامش پیدا است، در مناقب ائمه ۱۲ گانه شیعه مطالبی دارد. (او نیز آل پیامبر (علیهالسّلام) را منحصر در ۱۲ امام شیعه میداند - دقّت شود -). در باب دوازدهم آن که درباره امام دوازدهم (علیهالسّلام) است چنین مینویسد:
«الباب الثانی عشر فی ابی القاسم محمّد بن الحسن الخالص بن علی المتوکّل ابنالقانع (یکی از القاب امام جواد (علیهالسّلام) ) ابنعلیّ الرّضا ابنموسی الکاظم ابنجعفر الصّادق ابنمحمّد الباقر ابنعلی زین العابدین ابنالحسین الزّکی ابنعلیّ المرتضی امیرالمؤمنین ابنابی طالب، المهدی، الحجّة، الخلف الصّالح، المنتظَر (علیهالسّلام) و رحمة اللَّه و برکاته».
چنانچه ملاحظه میفرمائید او اسامی ۱۲ امام را تقریباً با همان القابی که نزد شیعه مشهورند معرّفی میکند. معلوم میشود که آنان همیشه با این القاب شناخته میشدند. او پس از تعریف از امام عصر (عجّ) مینویسد:
«امّا نسبه اباً و امّاً فابوه الحسن الخالص ابن... (تا آخر اسامی که دیگر تکرار نمیکنیم.) و امّه امّ ولد تسمّی صقیل (صحیح آن صیقل است.) و قیل حکیمه (حکیمه خاتون عمّه امام حسن عسکری (علیهالسّلام) بوده که هنگام تولّد حضرت ولی عصر (علیهالسّلام) در آنجا حضور داشت.) و قیل غیر ذلک، و امّا اسمه فمحمّد و کنیته ابوالقاسم و لقبه الحجّة و الخلف الصّالح و قیل المنتظَر».
خلاصه معنای این فراز چنین است:
پدرش امام حسن عسکری (علیهالسّلام) و مادرش صیقل یا حکیمه یا غیر آن و اسمش محمّد و کنیهاش ابوالقاسم و لقبش حجّت و خلف صالح بوده و منتظَر هم گفتهاند.
او همچون بسیاری از دانشمندان اهل سنّت، امام زمان (علیهالسّلام) را فرزند امام حسن عسکری (علیهالسّلام) دانسته و کنیه و لقب او را همچون شیعیان بیان کرده است.
از انس بن مالک نقل شده که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتیم من و حمزه و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی ( (علیهالسّلام)
۳ - سبط بن جوزی
سبط بن جوزی متوفّای ۶۵۴ هجری در کتاب تذکرة الخواص، معروف به: «تذکرة خواصّ الامّة فی خصائص الائمّة (علیهالسّلام)» در فصل مربوط به امام زمان (علیهالسّلام) تحت عنوان: «فصل فی ذکر الحجّة المهدی» چنین مینویسد:
«هو محمّد بن الحسن بن علی بن... علی بن ابی طالب علیه (وعلیهم) السّلام و کنیته ابوعبداللَّه و ابوالقاسم و هو الخلف الحجّة صاحب الزّمان، القائم و المنتظَر و التّالی و هو آخر الائمّة». او در ابتدا اسامی دوازده امام (علیهالسّلام) را به ترتیب نقل کرده (که ما به جهت اختصار در اینجا و در موارد دیگر چند نقطه میگذاریم.) و پس از آن کنیهها و القاب حضرت مهدی (علیهالسّلام) را ذکر میکند و میگوید که او آخرین امامها (ی شیعه) است. آنگاه این حدیث را با سندش از ابنعمر نقل میکند که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «یخرج فی آخر الزّمان رجل من ولدی اسمه کاسمی و کنیته ککنیتی یملا الارض عدلاً کما ملئت جوراً فذالک هو المهدی»؛ یعنی: در آخرالزّمان مردی از فرزندانم خروج میکند که اسمش مانند اسم من و کنیهاش مانند کنیه من است. زمین را پر از عدل میکند همانگونه که پر از ستم شد و او همان مهدی است. و خود این را حدیثی مشهور میداند.
سپس چند روایت دیگر نقل کرده و درباره رفع استبعاد از طول عمر آن حضرت مثالهائی از معمّرین تاریخ آورده و پس از نقل شعری در مدح ائمّه (علیهالسّلام) مینویسد: «قلت: و من شروط الامام ان یکون معصوماً لئلاّ یقع فی الخطا و لانّهم حجج اللَّه علی عباده و من شرط الحجّة العصمه من کلّ وصمه. انتهی ذکر الائمّة (علیهالسّلام)». یعنی: از شروط امام این است که معصوم باشد تا در خطا واقع نشود (او به حقّ معنای عصمت را عصمت از خطا دانسته است نه عصمت از گناه و این عصمت است که از جانب خداوند به بندگان برگزیدهاش داده میشود چه آنکه اگر آنان - که پیشوایان امّتند - در خطا واقع شوند و یا سهو و نسیان به آنان دست دهد دود آن به چشم پیروانشان میرود که گفتارشان را وحیمنزل میدانند و خطا و سهو یا نسیان، طبیعی هر انسانی است و معصوم کسی است که از چنین نقصی مصون باشد و این نخواهد شد مگر با عنایت خاصّه الهیّه). دیگر آنکه آنان حجتّهای خدا بر بندگانش میباشند و شرط حجّت بودن مصون بودن از هر عیب میباشد.
۴ - گنجی شافعی
محمّد بن یوسف بن محمّد گنجی شافعی، او در سال ۶۵۸ هجری به شهادت رسید. سبب شهادتش نوشتن کتابی بود به نام: کفایة الطّالب فی مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (صلواتاللَّهوسلامهعلیه) با آنکه مستندات آن، محدّثین اهل سنّت میباشند با اینحال به جرم این گناه نابخشودنی! در ۲۹ رمضان در جامع دمشق کشته شد. آری، این است رفتار آنانکه دم از پیروی از سنّت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میزنند با کسانی که حقّ میگویند. در مقدّمه کتابمان: «پیامبر در صحاح» علّت کشته شدن «نسائی» صاحب سنن را نوشتیم که بیانگر یکی دیگر از رفتار اهل سنّت با علمای خودشان میباشد.
این دانشمند اهل سنّت کتابی دارد به نام: البیان فی اخبار صاحب الزّمان (علیهالسّلام)، که ما فقط به ذکر عناوین ابواب سیزدهگانه آن اکتفا میکنیم و این عناوین، اجمالاً بیانکننده عقاید نویسنده آن میباشد:
۱ - درباره خروجش در آخرالزّمان.
۲ - درباره این حدیث نبوی که: «مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است».
۳ - درباره این حدیث که: «مهدی از سادات اهل بهشت است».
متن عربی آن چنین است: «نحن ولدَ عبدالمطّلب سادة اهل الجنّة انا و حمزه و علی و جعفر و الحسن و الحسین و المهدی ((علیهالسّلام))».
۴ - درباره امر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به پیروی از مهدی (علیهالسّلام).
۵ - درباره یاری نمودن اهل مشرق آن حضرت را.
۶ - درباره مدّت سلطنت آن حضرت بعد از ظهور.
۷ - در اینکه او در نماز، امامِ حضرت عیسی (علیهالسّلام) خواهد بود.
۸ - پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مشخّصات مهدی (علیهالسّلام) را بیان میفرماید.
او در ذیل عنوان فوق، روایت: «مهدی طاوس اهل بهشت است» را نیز نقل میکند.
۹ - پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تصریح میفرماید که مهدی (علیهالسّلام) از فرزندان حسین (علیهالسّلام) است.
۱۰ - درباره کَرَم مهدی (علیهالسّلام).
۱۱ - در ردّ این قول که، «مهدی همان عیسی بن مریم است». (اشاره به روایت ابنماجه که بحثش گذشت).
۱۲ - درباره این حدیث نبوی که: «امّتی که من در اوّل آن و عیسی در آخر آن و مهدی در وسط آن است هلاک نخواهد شد».
۱۳ - درباره کنیه او و اینکه خُلق و خُویَش شبیه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میباشد. او در آخر باب اوّل - چنانچه گذشت - استدلال میکند که پدر حضرت مهدی (علیهالسّلام) همان امام حسن عسکری (علیهالسّلام) بوده است.
۵ - ابنتیمیّه
ابنتیمیّه متوفّای ۷۲۸ هجری، در جزء چهارم کتاب منهاج السنّة حدیث نبوی: «یخرج فی آخرالزّمان رجل من ولدی اسمه کاسمی و کنیته کنیتی یملا الارض عدلاً کما ملئت جوراً.» یعنی: در آخرالزّمان مردی از فرزندانم خروج میکند که اسمش مانند اسم من و کنیهاش کنیه من است. زمین را پر از عدل میکند همانگونه که پر از ستم شد. را قبول داشته و او را همان «مهدی» (علیهالسّلام) میداند و نیز بعض احادیثی را که ابوداود و ترمذی، دائر بر حتمی بودن این خروج و اینکه آن حضرت از عترت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و از فرزندان فاطمه (سلاماللهعلیها) است، آوردهاند نقل کرده و آنها را احادیثی صحیح میداند.
۶ - حمویی
شیخالسلام ابراهیم بن محمّد بن مؤیّد حمویی خراسانی، متوفّای ۷۳۲ هجری در کتاب: فرائد السّمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السّبطین و الائمّة من ذرّیّتهم (علیهالسّلام)، روایات زیادی در مورد حضرت مهدی (علیهالسّلام) نقل میکند که بعض آنها قبلاً گذشت. از جمله روایاتی که این عالم اهل سنّت نقل میکند این است که حضرت مهدی (علیهالسّلام) دارای غیبت است و نیز: «هر که خروج مهدی (علیهالسّلام) را انکار کند به آنچه که بر محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل شده کافر گشته است.» و نیز: «انتظار فرج افضل عبادات است.» و نیز در ضمن همین روایات، به مساله ولایت و وصایت ائمّه اثناعشر (علیهالسّلام) اشاره شده و در بعض از آنها اسامی آن بزرگواران نیز آمده است.
مؤلّف این روایات را در باب ۶۱ از سمط دوم از فوائد السّمطین، در ضمن ۱۵ عنوان نقل کرده و در آخر آن با سندش از ابنعباس چنین روایت میکند که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود:
«همانا علیّ بن ابیطالب پیشوای امّتم و بعد از من جانشین من در میان آنها است و از فرزندانش قائم منتظَر است، آنکس که خدا به دست او زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شد. قسم به آنکس که مرا به عنوان بشارت دهنده به حقّ برانگیخت، آنان که در زمان غیبتش بر امامت او ثابتند بسیار اندکند.
جابر بن عبداللّه انصاری برخاست و گفت: یا رسول اللَّه! آیا قائم از فرزندانت غیبت دارد؟ فرمود: آری، به پروردگارم قسم. همانا خداوند به همین غیبت مؤمنین را آزموده و کافران را نابود میکند. ای جابر! این امر از امر خدا و سرّی از سرّ او بوده و علمش از بندگان مخفی است. مبادا در آن به شکّ افتی که شکّ در امر خدا کفر است» متن عربی این روایت چنین است: «ان علیّ بن ابی طالب امام امّتی و خلیفتی علیها من بعدی و من ولده القائم المنتظر الذی یملا اللَّه به الارض عدلاً و قسطا کما ملئت ظلما و جورا و الذی بعثنی بالحقّ بشیرا ان الثّابتین علی القول به فی زمان غیبته لاعزّ من الکبریت الاحمر فقام علیه جابر بن عبد اللَّه الانصاری فقال: یا رسول اللَّه! و للقائم من ولدک غیبة؟ قال: «ای و ربّی لیمحّص اللَّه به الذین آمنو و یمحق الکافرین. یا جابر! انّ هذا الامر من امر اللَّه و سرّ من اسرار اللَّه. علمه مطویّ عن عباده. فایّاک و الشّکّ فیه! فانّ الشّکّ فی امر اللَّه کفر»
۷ - ابنقیّم
ابنقیّم، متوفّای ۷۵۱ - که از شاگردان ابنتیمیّه بود، در فصل پنجاهم کتاب: المنار المنیف فی الصّحیح و الضعیف، درباره حضرت مهدی (علیهالسّلام) روایاتی نقل میکند که همه آنها قبلاً گذشت. او روایت: «لا مهدی الاّ عیسی بن مریم.» را که ابنماجه در سنن خویش آورده ذکر نموده و آن رابه ضعف سند و به تعارضش با روایاتی که مهدی (علیهالسّلام) را از فرزندان فاطمه (سلاماللهعلیها) میداند و نیز به غیر آن ردّ میکند.
۸ - ابنصبّاغ
ابنصبّاغ مالکی علی بن محمّد، متوفّای ۸۵۵ در فصل دوازدهم از کتاب: الفصول المهمّة فی معرفة احوال الائمّة (علیهالسّلام)، چنین مینویسد:
«الفصل الثّانی عشر فی ذکر ابی القاسم محمّد الحجّة الخلف الصّالح ابنابی محمّد الحسن الخالص» و در ادامه چنین مینویسد: «و او امام دوازدهم است و (ذکر) تاریخ ولادت و دلایل امامتش و (نیز) ذکر بعض از اخبارش و غیبتش و مدّت قیام دولت او و (نیز) ذکر کنیه و نسبش و غیر آن از آنچه که به او مربوط میشود». متن عربی آن چنین است: «و هو الامام الثّانی عشر و تاریخ ولادته و دلایل امامته و ذکر طرف من اخباره و غیبته و مدّة قیام دولته و ذکر کنیته و نسبه و غیر ذلک ممّا یتّصل به». و بعد از نقل چند روایت مینویسد:
«ابوالقاسم محمّد الحجّة بن الحسن الخالص در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ در سامرّا به دنیا آمد و امّا نسبش از جهت پدر و مادر: او ابوالقاسم محمّد الحجّة پسر حسن خالص پسر علی هادی... پسر علی بن ابیطالب (صلواتاللَّهعلیهماجمعین) میباشد و امّا مادرش او کنیزی بود به نام نرگس، بهترین کنیزان، و گفته شد که اسم او غیر آن (نرگس) میباشد. کنیه او ابوالقاسم و لقبش حجّت، مهدی، خلف صالح، قائم، منتظَر (یعنی کسی که همه در انتظار اویند)، صاحب الزّمان و مشهورترین آنها مهدی است» و بعد از نقل روایات متعدّدی درباره آن حضرت، آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه» اشاره به آیه: «هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه» که در قرآن مجید سه بار ذکر شده است. ۱- سوره توبه، آیه ۳۳. ۲ - سوره فتح، آیه ۲۸. ۳- سوره صفّ، آیه ۹.
یعنی: او است خدائی که رسولش را به همراه هدایت و دین حقّ فرستاد تا آن (دین) را بر تمامی ادیان (و مکاتب) غلبه دهد. را از قول سعید بن جُبیر، مربوط به آن حضرت میداند. آنگاه با نقل روایاتی درباره علائم ظهور، آن را به پایان میبرد.
۹ - ابنطولون
ابنطولون، از دانشمندان قرن دهم، متوفّای ۹۵۳، و از اهالی دمشق میباشد. او در کتابش به نام: «الائمة الاثناعشر» درباره امام دوازدهم چنین مینویسد:
«و ثانی عشر هم ابنه (یعنی ابنالحسن العسکری) محمّد بن الحسن و هو ابوالقاسم محمّد بن الحسن بن علیّ الهادی ابنمحمّد الجواد ابن... علیّ بن ابی طالب رضی اللَّه عنهم». و او را همان مهدی میداند. آنگاه شعری را نقل میکند که در آن اسامی آن بزرگواران به ترتیب آمده است.
۱۰ - عبدالوهّاب شعرانی
عبدالوهّاب شعرانی، متوفّای ۹۷۳ در کتاب: الیواقیت و الجواهر فی بیان عقائد الاکابر حضرت مهدی (علیهالسّلام) را فرزند امام حسن عسکری (علیهالسّلام) دانسته و مینویسد که تاریخ ولادت او نیمه ماه شعبان سال ۲۵۵ بوده و اکنون که سال ۹۵۸ است عمر او ۷۰۶ سال میباشد. (صحیح آن ۷۰۳ است).
۱1 - قندوزی
شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفّای ۱۲۹۴ در کتاب: ینابیع المودّة لذوی القربی روایات متعدّدی درباره حضرت مهدی (علیهالسّلام) نقل کرده است. از جمله مینویسد:
«... مدّت زندگانی حسن عسکری بعد از پدرش که رضوان خدا بر آن دو باد، ۶ سال بود و پسری غیر از ابوالقاسم محمّد المنتظر ملقّب به قائم و حجّت و مهدی و صاحبالزّمان و خاتم الائمّة الاثنی عشر در نزد امامیّه باقی نگذاشت. میلاد او شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ بوده و مادرش کنیزی بود به نام نرجس. او (یعنی مهدی (علیهالسّلام) ) هنگام وفات پدرش ۵ ساله بود و تاکنون پنهان است (رض) و او همان محمد منتظر پسر حسن عسکری (رضیاللَّهعنهما) میباشد که نزد خواصّ اصحاب و افراد مورد وثوق اهلش شناخته شده است.»
12- سیّدمؤمن شبلنجی
سیّدمؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی، متوفّای بعد از ۱۲۹۰ هجری در کتاب: نور الابصار فی مناقب آل النّبی المختار، در فصلی که مربوط به حضرت مهدی (علیهالسّلام) است چنین مینویسد:
«فصل فی ذکر مناقب محمّد بن الحسن الخالص ابنعلی الهادی... ابنعلی بن ابی طالب». و بعد از ذکر بعض صفات آن حضرت، درباره امکان طول عمر آن بزرگوار از قول «محمّد بن یوسف گنجی شافعی» دلایلی را که قبلاً گذشت نقل میکند.
خداوند تبارک و تعالی در فرج آن بزرگوار تعجیل فرموده و ما را جزء یاران خاصّ آن حضرت قرار دهد، و شکر بیحد به درگاه او عزوجل که ما را پیرو کسانی قرار داد که از هر پلیدی منزّهند، و در آنچنان قلّه رفیعی میباشند که منکرین امامت و ولایت آنها نیز به امامت و پیشوائی و جلالت قدرشان مقرّ و معترفند. امید است به یاری ذات حقّ و عنایات حجّت او بتوانیم در فتن آخرالزّمان با ولای اهل بیت (علیهالسّلام) و با ایمانی راسخ و محکم به حقّانیّت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهالسّلام) و با اعمالی صالح و قلبی سلیم به جوار رحمت الهی بشتابیم.[1]
د)نویسندگان اهل سنت معاصر
مساله ظهور و خروج مردی از اهل بیت (علیهالسّلام) به نام «مهدی» امری است که علمای زیادی از اهل سنّت درباره آن دست به قلم بردند. یکی از نویسندگان معاصر به نام محمد بن احمد بن اسماعیل، کتابی نوشته بنام «المهدی حقیقة لا خرافه» او در فصل دوم این کتاب مطالبی دارد که ما فهرست آن را در اینجا میآوریم:
۱ - اسامی ۳۱ نفر از اصحاب را ذکر میکند که احادیث حضرت مهدی (علیهالسّلام) را روایت کردهاند.
۲ - اسامی ۳۸ نفر از دانشمندانی را که آن احادیث را در کتابهایشان نقل کردهاند میآورد.
۳ - نام ۶۳ نفر از علما را که آن احادیث را صحیح یا حسن دانستهاند ذکر میکند.
۴ - ۳۱ نفر از دانشمندان را نام میبرد که مستقلاً کتابی درباره حضرت مهدی (علیهالسّلام) نوشتهاند که بعض از آنها بیش از یک کتاب تدوین نمودند.
در سالیان اخیر اهل سنت در مورد حضرت مهدی کتابها وتحقیقات زیادی داشته اند ؛ محمد ابراهیم الجمال در کتابش با نام «ظلم و مهدی منتظر» می گوید: «مهدی با نشانه های غیرقابل تردیدی خواهد آمد ولی خمینی آن مهدی نیست.» حمزه الفقیر در کتابش با عنوان «سه نفری که جهان درانتظار آنان است: مهدی منتظر، المسیح الدجال و عیسی مسیح» یکی از حامیان در حال ازدیاد عقیده مهدویت است و به سید قطب (ف 1966م) موسس ونظریه پرداز معروف اخوان المسلمین مصر انتقاد می کند. الفقیر بیش از هر نویسنده دیگری تلاش می کند تا حوادث جاری را با علامات ظهور مهدی تطبیق دهد؛ وی به طور خاص حکومت های ظالم را استثمارکننده کشورهای کوچک می داند حال آنکه بسیاری از مسلمانان ستم دیده در انتظار فریادرسی و آماده یاری منجی و مهدی هستند که در مقابل فرعون زمان که رژیم آمریکاست اورا سرکوب و شکست دهند .
دیدگاه خاص تر نظر کامل سعفان است؛ او در کتاب «ساعت بیست و پنجم: مسیح دروغین، مهدی، یاجوج و ماجوج» (قاهره 1995) تلاش می کند پروتکل بزرگان یهود، لژهای فراماسونی و جین دیکسون (طالع بین آمریکایی) را به فلسفه ی مهدویت خود گره بزند! امین محمد جمال الدین در کتابش با نام «عمر جامعه اسلامی و نزدیکی ظهور مهدی» (قاهره 1996) استدلال می کند که آمدن مهدی خیلی نزدیک است و بلافاصله پیش از جنگ جهانی عظیمی (که اصطلاحا جنگ آرماگدون نامیده می شود و بین روم یا همان غرب و بین چین، روسیه، کشورهای کمونیست، ایران، عراق و یا کشورهای شیعی واقع می شود) اتفاق می افتد. در روشی جهانی نگرانه تر و کمتر تقابلی، می توان به کتاب باسم الهاشمی نام «نجات بخش در اسلام و مسیحیت، پژوهشی در همکاری بین مهدی و مسیح» (بیروت 1996) اشاره کرد. او با استفاده از قرآن، حدیث و عهد جدید استدلال می کند که مهدی و عیسی در ساخت یک دولت متحد جهانی با یکدیگر همکاری خواهند کرد.
فرد دیگر از باورمندان به مهدویت در عصر حاضر، فهد سالم است که در کتابش در سال 1996 با نام «اسرار قیامت و حملات غرب قبل از (اتمام؟) سال 1999» از این قول حمایت می کند که مهدی زودتر از دجال -که فردی ایرانی است- خواهد آمد. سلیم یکی دیگر از نویسندگان عرب است که نظرات فرانسیس فوکویاما درمورد پایان تاریخ (پیروزی سرمایه داری دموکراسی) و دیدگاه ساموئل هانتینگتون (با نظریه برخورد تمدن ها (خطوط گسل فرهنگی-مذهبی بین فرهنگ هایی که باعث بوجود آمدن جنگ ها می شوند)) را با یکدیگر ترکیب کرده و طرح قدیمی تقابل غرب با اسلام را مطرح می کند) سلیم روش جالبی نیز در توضیح منابع حدیثی (در مورد اینکه جنگ در آخرالزمان که با شمشیر است) دارد: بعد از حمله هسته ای آمریکا علیه مسلمانان، شمشیر تنها سلاحی خواهد بود که باقی خواهد ماند و جالب آنکه در دفاع از نظریه خود به پیشگویی های نوستراداموس (قرن شانزدهم) هم متوسل می شود.
دانشمندان سنتی معاصر فعلی از اهلسنت مانند شیخ عبدالعزیز بن باز نیز روایات مهدی را پذیرفتهاند. آنچنان که استاد خسروشاهی نقل کرده این عالم وهابی در سخنرانی خود، درباره «مهدی» چنین میگوید: «من بر بسیاری از این احادیث آگاهی دارم و در میان آنها همچنانکه الشوکانی و ابن القیم و دیگران گفتهاند، صحیح و حسن (نیکو) و ضعیف منجبر و اخبار جعلی یافتهام. اما از این میان آنچه سند آن محکم است، ما را بس!، حال چه خود «صحیح» باشد یا برای اسناد حدیث دیگری صحّت مییابد و چه خود حسن باشد، یا برای اسناد حدیث دیگری حُسن مییابد و به همین ترتیب احادیث ضعیف اگر تقویت گردد و یکدیگر را استحکام بخشد، نزد اهل علم حجت است. بنابراین تواتر آن از جهت گوناگونی الفاظ، معانی، کثرت طرق و تعدد مخارج، مقبول میگردد و اهل علم مورد اعتماد، بر ثبوت و تواتر آن نظر دادهاند. ما دیدهایم که اهل علم، چیزهای فراوانی را با کمتر از این ثابت کردهاند و حق این است که جمهور اهل علم بر سر ثبوت مسئله مهدی اتفاق نظر دارند؛ اینکه او حق است و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد. از اهل علم اگر کسی نظری خلاف این گفته باشد، سخن او مورد اعتنا نیست.
شیخ عبدالمحسن العباد از عالمان معاصر سعودی که تحقیق مفصلی در زمینه مهدی(ع) انجام داده، در اینباره و انگیزه کار خود میگوید: «من برای نمایاندن اوهام و اشتباهات وی (یکی از علمای قطر) در آن رساله، به نوشتن این سطور مبادرت ورزیدهام، تا روشن شود که احادیث صحیح بسیاری، بر ظهور مهدی در آخرالزمان دلالت دارد و علمای پیشین و معاصر اهلسنت در این مورد اتفاق نظر دارند؛ مگر آنهایی که از راه حق دور شده و به شذوذ پیوستهاند»
آیة الله العظمی صافی (دام عزه) در کتاب مهدویت، بیش از هفتاد و هفت نفر از علمای اهل سنت را نام میبرد که هر یک، به نحوی، ولادت آن حضرت را بیان کردهاند.
بنابراین، اگر برخی از اهل سنّت میگویند: «حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) به دنیا نیامده است» ادعایی بی اساس است که حتّی با گفتهها و نوشتههای بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.
شاید برخی از اهل سنّت همانند ابن حجر هیتمی، طولانی بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) بدانند، ولی باید گفت، خدایی که قادر است عیسی بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) اقتدا کند و یونس را در شکم ماهی محافظت کند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) عمر طولانی عنایت کند؟
نتیجه این که توجه وباور به ظهور حضرت مهدی، امری است مسلّم و قطعی و خود اهل سنّت گذشته ومعاصر هم به آن واقفند و عوامل و انگیزههای دیگری وجود دارد که نمیگذارد حق را بازگو کنند و حقانیت شیعه و وجود امام زمان (عجاللهتعالیفرجهالشریف) را ثابت کنند.
[1] . معجم احادیث مهدی ، بحارالانوار ؛ تذکره الخواص ؛ احقاق الحق ؛ألعُرْفُ الوَرْدی فی أخْبار المَهْدی؛ شکوه مهدویت در روایات اهل سنت؛اخبار المهدی؛ مهدویت در صحاح سته؛القطر الشهدی فی اوصاف المهدی؛ المشرب الوردی فی مذهب المهدی؛البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان










نظر شما